أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

265

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

ايلچىگرى با فرمان واجب الاذعان در باب ايالت گيلان به اسم امير حسام الدّين رخصت وطن مألوف ارزانى داشته خبر فلك‌فرساى متوجّه اوج عرصه طارم گشت و ايّام زمستان خديو آفاق در آنجا طرح قشلاق انداخت و در همان اثناء امير نجم از گيلان معاودت كرد و با اطمينان خاطر در ظل سرادقات گردون‌مآثر مسكن ساخت . المثنويه : چون به دولت شه سپهرمكان * به سوى طارم آمد از گيلان طرح قشلاق و فكر عيش نهاد * بر رخ بخت باب عيش گشاد كه ز مى ماه چهره گلگون كرد * ماه را دل ز رشك پرخون كرد گاه فكر شكار و گشت نمود * رو به صحرا و كوه و دشت نمود بود از اين‌سان در آن خجسته مقام * تا شهور شتا گذشت تمام همه جا با بتان روحانى * داشت خوش عشرت زمستانى گفتار در رفتار سمند بادكردار به جانب سلطانيّه دقيق تاختن و از آنجا عزم سورلوغ نمودن و به ارسال امرا بنيان عمر مردم صارم را از پاى درانداختن [ 338 ] طوطيان شكرگفتار انجمن فصاحت و عندليبان خوش‌الحان گلزار لطافت و ملاحت در گلستان سخن‌رانى و بهارستان خوش‌الحانى ، نواى روح‌افزاى اين حكايت را بدين‌گونه به مسامع ارباب درايت رسانيده‌اند كه ، چون تخت‌نشين طارم چارم را شدت برودت بروج زمستانى موجب انجماد مواد دماغ گشت و جهت ترطيب دماغ و ترتيب فراغ عبور بر مساكن ربيعى در خاطر گذشت ، شاه دين‌پناه از طارم كه محل قشلاق لشكر با اتّفاق بود عازم چمن فردوس پيرامن سلطانيّه شد . و آن سرزمين مكانى است پادشاه‌نشين عرصهء النگ ، سبز رنگش از بدايت تا نهايت هفت فرسنگ و از كثرت گل و